سیاوش نادری فارسانی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سیاوش نادری فارسانی
آرشیو وبلاگ
      فلسفه فرهنگ ()
دشمن ملت (1): تضاد مالک و مستأجر نویسنده: سیاوش نادری فارسانی - ۱۳٩۱/٥/٢٦

 

در سلسله نوشتارهای تحت عنوان دشمن ملت بر آنیم تا برخی از زخم های وارد بر پیکر ملت شریف ایران را در چند دهه گذشته مورد بررسی قرار دهیم و در واقع از طریق بررسی معلول پی به علل بریم و علل هدفمند و نظامندی را که باعث رنج و محنت ملت ایران است را مبنای دشمن شناسی قرار دهیم. از آنجا که فرهنگ مبنای تحلیل و نقد نظر است، پیش بینی می گردد در مسیر تحلیل و رمزگشای دشمن یا دشمنان ملت با متغیرها، ابعاد و لایه های مختلف و یا بعضاً به هم تنیده روبرو شویم. با این حال تلاش بر آن است در هر موضوع ورود می کنیم ، مطالب را خلاصه, تیتر وار و موجز در حد یک صفحه وب نوشت ارایه نمائیم.

بیان مسئله

:

مالکین محترم برای اجاره بهای املاک خود در شهری همچون تهران مطالبات ظاهراً نامعقولی دارند به گونه ای که در برخی مناطق با احتساب کل مبلغ رهن و اجاره ده برابر حقوق یک کارگر و کارمند هم رضایت آنان را جلب نمی کند و در دیگر مناطق این مطالبات تا میزان سه الی چهار برابر مبلغی است که کارمندان و کارگران از محل درآمد خود برای اجاره بها در نظر گرفته بودند. از آنجا که این تضاد باعث انواع تنش و نابسامانی نزد طیف وسیعی از اقشار ملت شریف ایران حداقل در کلان شهر های همچون تهران شده است، پرسش این است دشمن این طیف کدامند؟ تحلیل تضاد تحت سناریوهای محتمل ممکن است برخی از ابعاد موضوع را روشن سازد:

مالکین مطالبات نامعقول دارند

: مالکین بر این باورند آنها منابع خود را در بخش مسکن و املاک سرمایه گذاری کرده اند و با توجه به مبالغ سرمایه گذاری شده انتظار سود آوری معقول و متناسب با دیگر بخش های سرمایه گذاری کشور را دارند. به عبارتی آنها انتظار دارند از قافله دیگر سرمایه گذاران بخش های تولیدی و خدماتی عقب نمانند و هر سال بر سرمایه خود بیافزایند. دیگر آنکه در نظر آنها نرخ واقعی تورم در کشور بیش از ارقام ارایه شده از جانب منابع و مراجع ذیصلاح دولتی است و لذا به طور طبیعی و در چارچوب کاهش ارزش ریال، افزایش قیمت مسکن و نیز موضوع افزایش رهن و اجاره طبیعی است و همانطور که بسیاری از اقلام افزایش دویست و سیصد درصدی داشتند، مسکن و املاک نیز چند برابر می شود. در دیگر سوی این معادله چند مجهولی مستأجران قرار دارند که در واکنش به این تحلیل این پرسش را مطرح می کنند که در چنین نظام اقتصادی سرمایه ما کدام است که در نوسانات خوشایند و ناخوشایند اقتصاد شاهد افزایش آن باشیم؟ اگر سرمایه ما همان حقوق ماهانه است و اگر افزایش سرمایه ای ما همان ده درصد افزایش سنواتی است،چه مرجعی پاسخگوی استضعاف بیشتر و بیشتر سالانه ماست هر چند بخش اعظم کارگران و کارمندان بخش های خصوصی از این افزایش ناچیز نیز محرومند و امنیت شغلی آنها نیز تضمین شده نیست. در چنین اقتصادی، کارگران و کارمندان مغزهای آمده برای ضحاکان اقتصادی اند و دیگر هیج!

قوانین و مقررات جذب و استخدام کارگران و کارمندان نامعقول است   

: کارل مارکس نظریه پرداز چپ اندیش موضوع ارزش افزوده را عامل اصلی استثمار طبقه کارگر معرفی می کند، نه به این علت که ارزش افزوده نامطلوب است بلکه به این علت که توزیع ناعادلانه ارزش افزوده در بلند مدت باعث تباهی و بردگی طبقه کارگر و گردنکشی و فربه شدن صاحبان سرمایه می شود. پرسش این است ارزش افزوده در نظام اقتصادی ما چگونه توزیع می شود. در مقایسه با کشورهای پیشرفته و حتی کشورهای در حال توسعه، نظام اقتصادی ما بدترین شرایط را نسبت به این موضوع مهم داراست و اساساً به آن کمترین توجه نشده است. اگر همین موضوع ظاهراً ساده در قوه مقننه مورد بررسی دقیق قرار گیرد و سهم کارگران در ارزش افزوده تعین گردد، شرایط زیست مسالمت آمیز برای همه آنانی که از طریق تلاش و کوشش و صرف خلاقیت امرار معاش می کنند فراهم می گردد.

ممکن است این پرسش مطرح شود تعین ارزش افزوده برای هر کارمند و کارگر چگونه محاسبه می شود و ملاک تعین ارزش افزوده کدام است. پاسخ به این پرسش را پیش تر متفکران علوم اجتماعی و فرهنگی داده اند و ارزش افزوده را به ارزش های مادی و معنوی تقسیم نموده و سهم هر کدام را تعین کرده اند. برای مثال اگر در یک موسسه فرهنگی علمی خصوصی فردی در کسوت مدیر, نویسنده, محقق و کارشناس باعث افزایش رتبه علمی, محبوبیت دستگاه، ورود دستگاه به حوزه فعالیتی جدید, افزایش قدرت ریسک پذیری دستگاه و دهها مورد دیگر شود، در ارزش های افزوده سهیم است و به همان میزان مورد حمایت مالی و معنوی قرار می گیرد. در مراکز تولیدی و خدماتی نیز شاخص های همچون راه اندازی خط تولید جدید، افزایش درآمد تولید، بازاریابی و دیگر شاخص ها معرف کمیت و کیفیت توزیع ارزش افزوده است.

افسوس در نظام اقتصادی ما همه ارزش افزوده در جیب مبارک صاحبان غیر واقعی سرمایه می رود و یا در بهترین شرایط صرف انجام فعالیتی جدید می گردد. جالب است بدانیم برخی از مدیران دستگاه های فرهنگی تخصیص اعتبارت جذب شده یا به عبارتی ارزش افزوده جدید را در بخش ارتقای معاش و مسکن و کیفیت زندگی کارمندان و کارگران را تضعیع بیت المال تلقی کرده و معتقدند باید طرحی جدید و ظرفیتی جدید به پشتوانه ان ایجاد نمود. این طیف از مدیران نا آگاه کل چرخه معادلات را درک نمی کنند و در بلند مدت شاهد ضعیف و ضعیف تر شدن کارگران مولد و مرگ تدریجی چرخه تولید خود می شوند. بیشتر کارگران و کارمندانی که در حال حاضر و پس از سالها خدمت و تلاش خانه بدوش شده اند و توان حتی رهن و اجاره به عنوان حداقل زندگی شرافت مندانه را ندارند، در واقع قربانیان قوانین و مقررات ناکارآمد، غیر علمی، سطحی نگر و نیز مدیریت ناآگاهانه مسئولان مرتبط هستند

 

  نظرات ()
آتش در استقلال نفتی نویسنده: سیاوش نادری فارسانی - ۱۳٩۱/٥/۱٥

آتش در استقلال نفتی

 

اگر از میان  نسل های اول تا چهارم انقلاب  پرسش شود بیشترین و رایج ترین شعار بر گرفته از آرمان های انقلاب کدام است، یک پاسخ آشنا شنیده می شود: نه شرقی، نه غربی جمهوری اسلامی. به عبارتی یکی از مهمترین آرمان های مردم ایران زمین در دوران گذشته استقلال بوده است.  البته طیف استقلال در سده های گذشته متفاوت و کمیت و کیفیت آن یکسان نبوده است. گاه مراد از استقلال عبارت از استقلال جغرافیای بود که موضوع آن تمامیت ارضی و پاسداشت کشور و ملتی به نام  ایران بود، استقلالی که در تمام طول تاریخ ایران و ایرانی چند صباحی مخدوش شد و ایالات ایران تحت خلافت امویان و عباسیان درآمدند. ایرانی که در تمام دوران باستان، خود سرور و یکی از دو ابرقدرت جهان به حساب می آمد به ناگاه استقلال و ملیت  خود را  از دست می دهد  و خراج گذار امویان و عباسیانی می شود که  پیش تر قرآن و سنت رسول الله و نیز اهل البیت را قربانی مطامع و حوس های شیطانی خود می کنند.

 

در چنین شرایطی تحمل حذف ایران از نقشه جهان برای  ایرانیان که قرن ها اجدادشان بر جهان سروری نموده بودند بسیار سخت می نمود. یورش وحشیانه بن زیاد به خراسان و تجاوز و تعدی به ایرانیانی که به عشق خنک نسیم برادری و برابری  شمشیر وا نهاده بودند، و تکرار ماجرا با کاروان نینوائیان خود ماجرای غمباری است از بربریت اموی ها و نیز عباسی ها. در چنین شرایطی بود که ایرانی این نکته را تا مغز استخوان درک کرد که بدون ملیت و تمامیت ارضی و بدون حضور نام ایران در نقشه جغرافیا هیج دین و آئینی هر چند نیکو  در گفتار، کردار و  پندار یارای تضمین سعادت آنها نیست، هم از اینرو ست پیام کل شاهنامه فردوسی و سروده های حماسی وی.

هر چند تشکیل اولین دولت  نسبی ایرانی مستقل از خلفای مستبد  اموی و عباسی  توسط آل بویه  صرفاً در حد یک ایالت استقلال جغرافیای را به ارمغان آورد ولی  به تدریج در دوره های دیگر و خاصاً عصر صفوی نقشه تفصیلی تری از جغرافیای سرزمینی تحت عنوان نام ایران به جهانیان معرفی شد. درست در همین دوره که ایران و ملت ایرانی از نلاطم های چند سده نفس نسبتاً راحتی کشید، احیای هویت دینی نیز در چارچوب اسلام غیر عربی، غیر اموی و مستقل از دستگاه شناختی حکام  و جانشینان جابر عباسی قوام می یابد و شیعه مذهب رسمی سرزمین ایران می شود هر چند کیفیت و کمیت این مذهب به طور طبیعی در مناطق مرزی و نزدیک به مرزهای سرزمینی کم رنگ تر است. استقلال در هویت و فرهنگ نقطه اوج تلاش های ایرانیان جهت ارایه تصویری مقتدر و متفاوت از دیگران تلقی می گردد. در بستر همین فرهنگ و با توجه به استقلال سرزمینی پیروان دیگر مذاهب و ادیان نیز در شهرها و آبادی های مختلف ایران مجال تنفس و زندگی مسالمت آمیز یافتند.

 

اینکه استقلال سرزمینی چه مزایا و دستاوردهای برای ملت مرتبط دارد امری بدیهی و در برگیرنده موارد قابل بیان متعدد است. اما پرسش این است که مفهوم استقلال دارای چه ابعاد و زوایای آشکار و پنهان است؟ آیا اگر کشوری دارای حکام سر تا پا وابسته به اجانب باشد، کشوری مستقل تلقی می شود. آیا کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دارای استقلال هستند؟ آیا در نظام بین الملل معاصر مفهوم استقلال همان مفهوم سده های پیش است؟ آیا با وجود حضور فعال کارتل ها و شرکت های چند ملیتی در عرصه تعین معادلات اقتصادی و سیاسی جهان، صرف تصور زیست مستقل در درون مرزهای جغرافیای خاص به معنای تضمین استقلال یک ملت است؟ کشورها اساساً به چه دلیل خود را مستقل می خوانند؟ اگر کشوری در مسیر تأمین حتی اقلام و کالاهای اساسی خود همچون گندم و شکر و لبنیات و گوشت و ... خودکفا نباشد مستقل است؟ آیا اگر کشوری همه منابع خدادای و طبیعی خود را به ثمن بخت تحویل اجانب دهد و در مقابل از آنها کالاها و اقلام اساسی مردمش را تأمین کند دارای استقلال است؟ آیا دولتی  که از طریق خام فروشی  کشور را مدیریت می کند دارای استقلال است؟ آیا کنترل کشورهای دارای اقتصاد نفتی در اتاق فرمان شرکت های چند ملیتی نیست؟ حضور شرکت های چند ملیتی در آفریقا و آسیا در دو سده گذشته نشان از نظم نوین جهانی دارد که در آن مفهوم استقلال با کار، سرمایه سرزمینی، تولید و قدرت اقتصادی کشورها تعین می گردد. چرا در سده اخیر مفهوم تحریم جایگزین و آلترناتیو حمله نظامی تلقی می شود؟ آیا به این دلیل نیست که تصور تحریم کنندگان این است که کشور مورد تحریم دارای استقلال در مفهوم جدید نظام بین الملل نیست؟

 

ما ملت ایران در مسیر تاریخی جهت کسب استقلال در مفهوم واقعی کلمه باید از هیج تلاش و از خود گذشتگی دریغ ننموده و ضمن تحمل مصائب و سختی ها با حمایت تولید داخلی و تقویت فرهنگ استقلال همه جانبه خود را از هجمه دشمنان ملت برای همیشه آزاد نمائیم. نقش دولت ها البته پررنگ تر است و ارایه گزارش واقعی از عملکرد و روند پیشرفت آنها در پرتو منابع غیر نفتی و نیز میزان کاهش اقتصاد نفتی و خام فروشی بهترین عیار موفقیت دولت های بعدی است. ما ایرانیان باید یاد بگیریم به برنامه های یک دولت رأی دهیم  نه بر اساس شعارهای عوام فریب آنها و نیز دولت ها را بر اساس میزان افزایش ضریب استقلال کشور خاصاً در بحث اقتصاد مورد نقد و نظر قرار دهیم و هر دولت باید به ملت گزارش کند اگر نفت تمام شد و یا کما فی الحال تحت سیاست های استعمارگرانه  غارت شد، تکلیف توده های که در توهم استقلال بسر می برند چیست/؟ البته این فهم حود نیازمند فرهنگ سازی است و رسانه ملی و دستگاه های فرهنگی بیشترین مسئولیت را دارند.

لذا در اولین گام از رسانه ملی این انتظار است تا  تصویری ملموس و شفاف از  زندگی شخصی مسئولان محترم نظام در رده های مختلف تهیه و به نمایش عموم ملت شریف ایران برساند. برای ملت سربلند ایران تحمل رنج ها و مصائب همچون سال های جنگ  قابل تحمل است اما با این قید که مطمئن شوند مدیران، نمایندگان مجلس، وزرا و ائمه جمعه و جماعت و دیگر مقامات جزء و کل کشور همچون  هشتاد درصد دیگر مردم با درآمد ماهانه بین پانصد تا هشصد هزار تومان و همگام با  شرایط  مستأجران و گارگران و کارمندان زندگی می کنند و صرفاً شعار نمی دهند!

  نظرات ()
مطالب اخیر همکاری ترکیه و سعودی: ظاهر و باطن در دام دشمن برگزاری پنجمین جلسه شیعه شناسی در دانشگاه سودرتورن استکهلم سمینار شیعه شناسی دانشگاه سودرتورن استکهلم(2) سمینار شیعه شناسی در دانشگاه سودرتورن استکهلم فرهنگ و اقتصاد (2) فرهنگ و اقتصاد سیر مفهومی فرهنگ(1) شناخت شناسی فرهنگ اجزای فرهنگ شناختی(1)
کلمات کلیدی وبلاگ axiology (۱) culture (۱) culture and philosophy (۱) culture and worldview (۱) culture recognition (۱) elements of culture (۱) epistemology of culture (۱) knowledge of culture (۱) methodology for culture (۱) philosiphy of culture (۱) philosophy and culture (۱) philosophy of culture (۱) siavosh naderi (۱) آموزش و پرورش (۱) اجاره مسکن (۱) ارزش افزوده (۱) ارزش شناسی فرهنگ (۱) استقلال (۱) استکهلم (۱) اشتغال (۱) اعتبارات فرهنگ (۱) اعتبارات ماهیت فرهنگ (۱) اقتدار علمی (۱) اقتصاد فرهنگی (۱) اقتصاد سازی فرهنگ (۱) اقتصاد و فرهنگ (۱) امام علی(ع) (۱) انتخابات (۱) انسان شناسی فرهنگ (۱) ایدئولوزی (۱) بنیان های روش شناسی فرهنگ (۱) بیکاری (۱) پرسش ها (۱) پژوهشگاه (۱) پیشرفت (۱) تحقیق فرهنگی (۱) تعاریف و ماهیت فرهنگ (۱) تعامل فرهنگ و اقتصاد (۱) تنگنای روش (۱) تنگنای قلمرو (۱) تنگنای مشروعیت (۱) تولید (٢) تولید علم (٢) توهین به مقدسات (۱) جبهه مقاومت (۱) جنگ جهانی (۱) جنگ روانی (۱) خدا شناسی فرهنگ (۱) خداشناسی بنیان فرهنگ (۱) خداشناسی فرهنگ (۱) دانشگاه سودرتورن (۱) دفاع نرم (۱) رابطه اقتصاد و فرهنگ (۱) رابطه فرهنگ و اقتصاد (۱) رهبری انقلاب (۱) روش تحقیق (۱) روش شناخت در فرهنگ (۱) روش شناسی (٢) روش مطالعه فرهنگ ها (۱) روش های تحقیق (۱) ریسک پذیری (۱) سرمایه ایرانی (۱) سعودی (٢) سمینار (۱) سمینار استکهلم (۱) سوئد (۱) سوریه و ترکیه (۱) شناخت فرهنگ (۱) شناخت فرهنگی (۱) شیعه شناسی (۳) عدالت (۱) عربستان سعودی (۱) عرف گرایی (۱) علوم انسانی اسلامی (۱) عمل شناسی بنیان فرهنگ (۱) عمل شناسی فرهنگ (۱) عناصر و اجزای فرهنگ (۱) غایت شناسی (۱) فرجام شناسی (۱) فرهنگ (۳) فرهنگ استضعاف (۱) فرهنگ اسلامی (۱) فرهنگ در منابع ادبی (۱) فرهنگ در منابع لاتین (۱) فرهنگ زندگی (۱) فرهنگ سازی اقتصاد (۱) فرهنگ ظالم پروری (۱) فرهنگ ظالم پروری (۱) فرهنگ معرفت شناسی (۱) فرهنگ و ادبیات فارسی (۱) فرهنگ و اقتصاد (۱) فلسفه (۱) فلسفه زندگی (۱) فلسفه فرهنگ (۱) فلسفه مضاف (۱) قانون مداری (۱) ماهیت فرهنگ (٢) ماهیت لا بشرط فرهنگ (۱) محک جنگی (۱) مدیریت تولید علم (۱) مردمسالاری (۱) معرفت شناسی فرهنگ (٢) معنی فرهنگ (۱) مفهوم شناسی فرهنگ (۱) منابع و مناشی فرهنگ (۱) نزاع قومی (۱) نزاع مذهبی (۱) نهج البلاغه (۱) هستی شناسی فرهنگ (۱) همکاری یا رقابت (۱) هویت اجتماعی (۱) هویت دینی (۱) هویت فرهنگی (۱) هویت ملی (۱) وجود فرهنگ (۱) وهابی (۱)
دوستان من http://mihanlinks.ir پرتال زیگور طراح قالب