سیاوش نادری فارسانی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سیاوش نادری فارسانی
آرشیو وبلاگ
      فلسفه فرهنگ ()
سیر مفهومی فرهنگ(1) نویسنده: سیاوش نادری فارسانی - ۱۳٩٢/۱٠/٥
سیر مفهومی شناخت فرهنگ
در چند قرن گذشته تعاریف متعددی از فرهنگ ارایه شده است. در سال۱۹۵۲ آلفرد کلوبر و کلاید کلاکخون در کتاب خود به نام “فرهنگ: مروری انتقادی بر مفاهیم و تعاریف” اقدام به گردآوری،تحلیل و طبقه بندی یکصدو شصت و چهار تعریف از کل تعاریف مطرح از جانب صاحبنظران نمودند.کلوبر و کلاکخون با تحلیل کلیه تعاریف اینگونه نتیجه گرفتند که همه آنها به نوعی دلالت بر یکی از گزاره های ذیل دارد:الف) فرهنگ به مثابه برترین فضیلت در هنرهای زیبا و امور انسانی که همچنین به فرهنگ عالی شهرت دارد،ب) فرهنگ به مثابه الگوی یکپارچه ی از دانش ها، عقاید و انواع رفتارهای بشری که به ظرفیت فکری و یادگیری اجتماعی نمادین بستگی دارد، ج) فرهنگ به مثابه مجموعه‌ای از گرایش‌ها، ارزش‌ها، اهداف،نگرش ها،منش ها و رفتارهای مشترک که در واقع وجه تمایز یک نهاد، سازمان، گروه و جامعه  از دیگر جوامع،گروه ها،سازمان ها، و نهادهای دیگر است.
لاولاک(1982) بر این باور است  فلاسفه و متفکران پیشین مباحث فلسفه فرهنگ را تحت عناوین و مباحث مختلف فلسفه به طور عمیق مطرح نموده اند و در چند سده اخیر دانشمندان علوم اجتماعی مجموعه مباحث قبل را تحت مفهوم "فرهنگ" جمع آوری و در قالب های جدید ارایه داده اند.در این ارتباط وی چنین می گوید:
  "...هر چند واژه فرهنگ به عنوان یک مفهوم تأثیر گذار در عرصه علوم انسانی در دوسده اخیر از جانب محافل علمی به جد مطرح و مورد توجه پژوهشگران،سیاست مداران و فعالان عرصه های اجتماعی من جمله انواع نظام های آموزشی/تربیتی،اقتصادی،هنری،تفریحی و فناوری قرار گرفته است ولی مباحث اساسی آن از دوره فلاسفه یونان باستان تحت عناوین متفاوت به طور عمیق مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است.در همین راستا مقولاتی همچون ارزش شناسی و انسان شناسی صرفاً در برگیرنده تعریف خیر و شر و غایت انسان نبودند،بلکه دغدغه مهم متفکران تجزیه و تحلیل ارزش ها و نیز بررسی سیر تحول باورها و سنت های اجتماعی نیز بوده است.در همین راستا فلاسفه باستان و سده های قبل از روشنگری با پرداختن به موضوعاتی همچون "واقعیت"، "حقیقت" و "غایت امور"  تحت عناوین معرفت شناسی، هستی شناسی، و غایت شناسی در واقع اساسی ترین مباحث فرهنگ یعنی چگونگی شگل گیری عقاید و باورهای اساسی همچون "خدا باوری"،"اعتقاد به روح"، "جهان پس از مرگ"، "چند خدایی"،...و نیز چگونگی تعریف "زشت و زیبا"، "خوب و بد" و همچنین چگونگی گزینش "روش تغذیه و "شیوه پوشش"،...  و نیز فرایند و چگونگی تغیر و تکامل آنها را مورد بررسی و تحلیل فلسفی قرار دادند..."
جانتشی و وادینگتون(1976) نیز در اثری تحت عنوان "نظام های انسانی در انتقال" پیرامون مباحث فلسفه فرهنگ بر این باورند:
"... سیر مفهومی شناخت فرهنگ نزد متفکران مختلف صحت ادعای لاولاک را به نوعی اثبات می کند.فرهنگ عینی یا فرهنگ مادی عمدتاً در برگیرنده مباحث مرتبط با سنت ها،مراسم،آئین ها،روش زیست، شیوه تغذیه و پوشش،روش تولید و معاش و تفریح و دیگر امور عینی جامعه است و فرهنگ ذهنی یا فرهنگ شناختی در بر گیرنده شیوه تفکر، خردورزی، نگرش ها، منش ها و جهان بینی افراد جامعه است و لذا مباحث مهم فلسفه فرهنگ در عرصه فرهنگ شناختی در برگیرنده مباحثی همچون ارزش شناسی،هستی شناسی،غایت شناسی،عمل شناسی،کیهان شناسی،شناخت شناسی،خداشناسی،جهان شناسی  و دیگر مباحث مرتبط است."
در نگاه تایلور فرهنگ که معادل تمدن است ، کلیت در هم تافته ای است شامل دانش ، هنر ، دین ، قانون ، اخلاقیات ، آداب و رسوم و هر گونه توانایی و عادتی که آدمی همچون عضوی از جامعه به دست می آورد . دیکسون ( 1929) فرهنگ را  مجموعه رسوم و باورها  و نیز مجموعه فرآورده ها و کارکردها ، نظام دینی و اجتماعی ، رسوم و عقاید جامعه معرفی می کند. بند یکت(1929) فرهنگ را کلیت در هم تافته ای از تمام عاداتی که آدم چون عضوی از جامعه فرا می گیرند، نام می نهد. هیلر(1929) فرهنگ را باورها ، نظام های فکری ، فنون علمی ، راه و روشهای زندگی ، رسم ها و سنت ها  و تمامی شیوه های رفتاری و پنداری که جامعه بدان سازمان و سامان می بخشد ، معرفی می کند . در این تعریف ، فرهنگ شامل تمامی کارکردهایی است که در جامعه از روابط میان انسان ها شکل می گیرد یا از یک گروه اجتماعی آموخته می شود. 
در نگاه ، مالینوفسکی (1946) فرهنگ عبارت از کلیت یک پارچه ای شامل وسایل، کالاها ، ویژگی های اساسی گروه های اجتماعی، پیشه ها، باورها و آداب و رسوم بشری  است. کلاکن (1946) فرهنگ  را به معنی گنجینه انباشته از آفرینندگی بشر، کتابها، نقاشی ها ، بناها و مانند آن ، و  نیز دانش هماهنگ کردن خود با محیط چه انسانی چه طبیعی و همچنین  زبان ، رسم ها ، نظام آداب ، فضیلت های اخلاقی ، دین و حکم شایست و ناشایست  معرفی می کند.
هرسکووتیس (1948) بر این نظر که  فرهنگ در اساس بنایی است که بیانگر تمامی باورها ، رفتارها ، ارزش ها و خواسته هایی که شیوه زندگی هر ملت را باز می نماید . سرانجام عبارت است از هر آنچه یک ملت دارد هر کاری که می کند و هر آنچه که می اندیشد . در نگاه  ساپیر (1921)  فرهنگ یعنی مجموعه هم بسته ای از کردارها و باورها که از راه جامعه به ارث رسیده و بافت زندگی ما رامی سازد ، فرهنگ آن چیزی است که از گذشته آدمیان بازمانده در اکنون ایشان عمل می کند و آینده شان را شکل می دهد. 
بوس (1929) فرهنگ را شامل رفتارهای دانست که در میان گروهی از انسانها مشترک است و از نسلی به نسلی و از کشوری به کشوری راه یافتنی است . مید (1937) فرهنگ را  به معنای کلیت در هم تنیده ای که از رفتار ارتباطی که بشر پرورانده و نسل به نسل آموخته یاد می کند، به طوری که هیچ فرهنگی را به دقت نمی توان حد گذاری کرد . معنای آن می تواند ، شکل های رفتار قراردادی خاص یک جامعه ، یک گروه از جامعه ، یک حوزه یا دوره خاص باشد . رادکلیف براون (1949) می گوید:  واقعیتی که من به آن نام فرهنگ می دهم ، فرایند ارتباط فرهنگی است ، یعنی فرآیندی که از راه آن در یک گروه یا طبقه اجتماعی معین ، زبان ، باورها ، پسندها ، دانش ، چیره دستی ها ، انواع عرفها دست به دست ، و از شخصی به شخصی از نسلی به نسلی داده می شود . لینتون (1945) عقیده دارد  فرهنگ یک جامعه راه و رسم زندگی اعضاء آن است همچنین گمان ها و عاداتی است که می آموزند و در آنها با یکدیگر شریکند و از نسلی به نسلی منتقل می شود. 
سوروکین (1949) باور دارد جنبه فرهنگی جهان فرا  ارگانیک و  شامل معناها ، ارزشها  و  هنجارهای است که واکنش ها و روابط شان در رفتارهای آشکار و پنهان در جهان فرهنگی اجتماعی پدیدار و عینیت می یابد . فورد نیز فرهنگ را عبارت از راه های ارتباطی برای حل مسائل  و ترکیبی  از پاسخ های پذیرفته شده  و نیز  راه حل های آموخته  بشر می داند.استیو وارد (1950) اذعان دارد که  فرهنگ در کل به معنای شیوه های آموخته رفتار است که به صورت اجتماعی از نسلی به نسلی دیگر در درون جامعه ای خاص شکل می گیرد . 
یونگ (1934) صورت رفتار عادی مشترک در یک گروه یا جامعه را  که از عوامل مادی و معنوی ساخته شده است ، فرهنگ می شمرد. در نگاه اسکود(1956)  فرهنگ  عبارت است از همه ایده های آفریده آدمیان که از طریق جامعه به ذهن فرد وارد شده و او از آن آگاه است . فورد (1942) فرهنگ را شامل همه شیوه های اندیشه و رفتار  تصور می کند که از طریق کنش و  واکنش های ارتباطی و به شکل نمادین و  غیره  وراثتی  دست به دست به نسلهای بعدی می رسد . کلیفورد گیرتز  تأکید دارد انسان موجودی است که در تورهایی از جنس معنا که خود می بافد گرفتار می شود . فرهنگ یکی از این تورهاست ، لذا نباید آن را به عنوان یک علم تجربی که به دنبال قوانین است تجزیه و تحلیل کرد ، بلکه باید به دنبال تبیین معنا و مفهوم آن بود . 
 در باور کلاک فرهنگ برای جامعه همچون حافظه برای انسان است و فرهنگ بخشی از محیط است که توسط انسان ساخته می شود . فرهنگ مثل یک برنامه کامپیوتری است که رفتار آدمی را کنترل می کند . فرهنگ نرم افزار ذهن است . فرهنگ اندیشه ها و الگوهای رفتاری انسان است که برای اعضای آن آشکارا معتبر است و نیازی به بحث و جدل ندارد . فرهنگ پدیده ای ذهنی است که در اذهان اعضای یک جامعه وجود دارد . ویلیامز(1976) نیز  فرهنگ را  فرآیند کلی رشد فکری ، معنوی و زیبایی شناختی  و  همچنین شیوه بخصوص زندگی که در روح مشترک جامعه جلوه گر است ، معرفی می کند. 
گی روشه استاد دانشگاه مونترال کانادا  با استفاده از تعریف تایلور و محققان دیگر فرهنگ را اینگونه تعریف می‌کند: فرهنگ مجموعه بهم پیوسته‌ای از شیوه‌های تفکر، احساس و عمل است که کم و بیش مشخص است و توسط تعداد زیادی از افراد فرا گرفته می‌شود و بین آنها مشترک است و در شیوه های عینی و نمادین به کار گرفته می‌شود تا این اشخاص را به یک جمع خاص و متمایز مبدل سازد. کلاید کلخون  در اثر آئینه انسان لیستی از صدها تعریف فرهنگ  جمع آوری و  و به شرح ذیل چکیده آنها را ارایه داده است
1. مجموعۀ روش های زیست مردم
2. میراث اجتماعی که فرد از گروه خود فرا می گیرد.
3.  نحوه (طرز) تفکر، شیوه احساس  و باور کردن.
4.  تجارب اخلاقی و رفتاری.
5. نظریه انسان شناختی درباره روش های حقیقی زندگی اجتماعی 
6. مخزن تجارب و معارف
7. مجموعه قواعد راهنمای عمل و حل مسائل
8. آموخته های رفتاری
9. مکانیسم های ساختاری قواعد، رفتارها و هنجارها
10. مجموعه اصطلاحات و قواعد فنی
11. قدرت تطبیق با محیط و تعدیل رفتار در کنش با دیگر افراد جامعه 
12. لایه ها و رسوبات تاریخی
 13. سراشیبی  تاریخ
14. راهنمای رفتار 
15. عرف، سلوک، عقاید و ارزش های مسلط در جامعه
16.  غربال کننده رفتارهای شخصی در بستر اجتماع
17. ماتریس رفتار و اندیشه
در مقالات دانش نامه های فرهنگ تعاریف مفهومی متنوعی روبرو می شویم. در  همین راستا در دانش نامه فرهنگ جهان، تعریف فرهنگ به این صورت آمده: مجموعه ای از باورهای جمعی، ارزش ها، آداب و سنن و مصنوعات بشری  که اعضای اجتماع برای تعامل با یکدیگر در جهان زیست انسانی استفاده می کنند و این مجموعه از نسلی به نسل دیگر ترویج داده می شود. ویلسون آگروبا(1997) استاد مطالعات فرهنگی در مقاله ای تحت عنوان تعاریف کلیدی فرهنگ، با بررسی بیشتر مقالات دانش نامه های فرهنگی، چهار عنصر کلیدی مشترک در همه آنها را به شرح ذیل شناسایی نمود:الف) زمینه ها و پیش فرض های فرهنگی، ب) ترکیبات فرهنگی و ویژگی های فرهنگی، ج) انتقال اکتسابی، د) الگو سازی نظامند یا سیستماتیک، ه) قضاوت های اجتماعی
 بر اساس این چهار مفهوم کلیدی کلیه فرهنگ ها دارای زمینه ها و پیش فرض های هستند که افراد به ناچار باید از آنها تبعیت کنند. برای مثال اگر شما به قبیله ای در آفریقا سفر کنید و بخواهید در آنجا زندگی کنید باید به ناچار در بلند مدت به زبان آنها تکلم کنید تا بتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید، عمل به عرف، سنت ها، و پذیرش باورها و ارزش ها و محترم شمردن نمادهای اعتقادی باعث پذیرش فرهنگی و تسریع در تعامل طبیعی می گردد. به عبارتی فرهنگ قالب های از فبل برای شما مهیا کرده که در صورت مطابقت با آنها امکان زیست اجتماعی فراهم می گردد. 
ریموند(19879) فرهنگ را قضاوت های اجتماعی تعریف می کند. برای مثال، به محض حضور در یک جامعه از شما انتظار می رود که به طرز خاصی لباس بپوشید و یا در آداب معاشرت به شیوه خاصی عمل کنید و اگر خلاف آن انجام شود و یا یا حتی منطبق با زمینه ها و پیش فرض ها عمل کنید، در هر صورت در مورد شما خوب یا بد قضاوت می شود. دانیل(1948) و  نیز دارنداروف فرهنگ را در برگیرنده عناصر عینی و ذهنی و نیز ویژگی های رفتاری و شناختی می دانند و بر مفاهیم ترکیبات و ویژگی های فرهنگ تأکید دارند. در تعریف دانیل ترکیبات نمادین،  عمده ترین عناصر، بلوک ها یا قالب های سازنده فرهنگ تلقی می شوند و از آنها تحت عناوین خصیصه های یا ویژگی  فرهنگی نیز یاد می شود.
 به نظر دارنداروف  خصصیه ها از نظر فیزیکی و ذهنی، مصادیق شکلی مختلفی به خود می گیرند. گاهاً همچون ابزارها، ساختار منزل، صنایع  هنری و معماری بیشتر عینی هستند و در زمان دیگر به شکل قواعد رفتار، تعاملات اقتصادی، قوانین رسمی،  عرف، اعتقادات جمعی و روابط خانوادگی که بیشتر ذهنی هستند، ظاهر می شوند و زبان در قابل نمادین معانی هر کدام از قالب ها در هر فرهنگ به شکل خاص و متمایز ارایه می دهد.گریتز(1984) نیز فرهنگ را به عنوان فرایندی مشتمل بر الگو سازی سیستماتیک و انتقال آموخته های اکتسابی تعریف می کند.
رشاد (1385) فلسفه فرهنگ را به مثابه  فلسفه مضاف در برگیرنده مباحث نظامندی که خاص همه انواع فلسفه های مضاف است معرفی می کند. وی در این ارتباط چنین می گوید: 
"...فرهنگ ساخت و ریخت بینش و منش تافته و تنیده در بستر زمینی و بازة زمانی مشخص را که چون طبیعت و هویت محقَّق و مجسم جمعیِ طیفی از آدمیان صورت بسته باشد، فرهنگ می‌نامم... ازاین‌رو به نظر ما مطالعة فرهنگ، در حقیقت «انسان‌شناسی انضمامی» است. به تعبیر دیگر: فرهنگ، جهان‌ْزیستِ نافیزیکی جمعیِ انسان است، و گویی انسان بلافرهنگ و فرهنگ بلاانسان بی‌معناست. ..جهانْ‌‌زیست آدمیان، به همان اندازه پیچیده، هزار تو، کثیرالاضلاع و الاجزاء است که انسان‌شناسی و جهانْ‌‌‌زیست فیزیکی. پژوهش فرانگر عقلانی احکام فرهنگ، برعهدة فلسفة فرهنگ است. ساختار کلی فلسفۀ فرهنگ به شرح زیر خواهد بود:  چیستی فرهنگ (الثقافه) ،مبانی و مؤلفه‌های فرهنگ (بحث اجمالی براساس تعریف مختار)، انواع فرهنگها، منابع فرهنگ، انسجام و قانونمندی فرهنگ، ارتقا و انحطاط فرهنگ، کارکردهای فرهنگ، نسبت و مناسبات فرهنگها، نسبت و مناسبات فرهنگ با مقولات دیگری که با بود و نمود آدمی معنا پیدا می‌کنند، از قبیل: انسان‌شناسی، جامعه، وراثت، اقلیم، دین، تمدن،  تاریخ،  حکمت و اندیشه،  علوم،  فناوری،  هنر،  سیاست،  اقتصاد،  حقوق،  تربیت،  عرف، آداب،  عادات ...و اوصاف و احکام فرهنگ"
در ادامه و با توجه به مباحث فلسفه فرهنگ تلاش می کنیم سیر مفهومی شناخت فرهنگ (ذهنی و عینی) نزد متفکران مختلف از فلاسفه یونان باستان تا دوران معاصر را به شکل موجز بیان کنیم.
  نظرات ()
مطالب اخیر همکاری ترکیه و سعودی: ظاهر و باطن در دام دشمن برگزاری پنجمین جلسه شیعه شناسی در دانشگاه سودرتورن استکهلم سمینار شیعه شناسی دانشگاه سودرتورن استکهلم(2) سمینار شیعه شناسی در دانشگاه سودرتورن استکهلم فرهنگ و اقتصاد (2) فرهنگ و اقتصاد سیر مفهومی فرهنگ(1) شناخت شناسی فرهنگ اجزای فرهنگ شناختی(1)
کلمات کلیدی وبلاگ axiology (۱) culture (۱) culture and philosophy (۱) culture and worldview (۱) culture recognition (۱) elements of culture (۱) epistemology of culture (۱) knowledge of culture (۱) methodology for culture (۱) philosiphy of culture (۱) philosophy and culture (۱) philosophy of culture (۱) siavosh naderi (۱) آموزش و پرورش (۱) اجاره مسکن (۱) ارزش افزوده (۱) ارزش شناسی فرهنگ (۱) استقلال (۱) استکهلم (۱) اشتغال (۱) اعتبارات فرهنگ (۱) اعتبارات ماهیت فرهنگ (۱) اقتدار علمی (۱) اقتصاد فرهنگی (۱) اقتصاد سازی فرهنگ (۱) اقتصاد و فرهنگ (۱) امام علی(ع) (۱) انتخابات (۱) انسان شناسی فرهنگ (۱) ایدئولوزی (۱) بنیان های روش شناسی فرهنگ (۱) بیکاری (۱) پرسش ها (۱) پژوهشگاه (۱) پیشرفت (۱) تحقیق فرهنگی (۱) تعاریف و ماهیت فرهنگ (۱) تعامل فرهنگ و اقتصاد (۱) تنگنای روش (۱) تنگنای قلمرو (۱) تنگنای مشروعیت (۱) تولید (٢) تولید علم (٢) توهین به مقدسات (۱) جبهه مقاومت (۱) جنگ جهانی (۱) جنگ روانی (۱) خدا شناسی فرهنگ (۱) خداشناسی بنیان فرهنگ (۱) خداشناسی فرهنگ (۱) دانشگاه سودرتورن (۱) دفاع نرم (۱) رابطه اقتصاد و فرهنگ (۱) رابطه فرهنگ و اقتصاد (۱) رهبری انقلاب (۱) روش تحقیق (۱) روش شناخت در فرهنگ (۱) روش شناسی (٢) روش مطالعه فرهنگ ها (۱) روش های تحقیق (۱) ریسک پذیری (۱) سرمایه ایرانی (۱) سعودی (٢) سمینار (۱) سمینار استکهلم (۱) سوئد (۱) سوریه و ترکیه (۱) شناخت فرهنگ (۱) شناخت فرهنگی (۱) شیعه شناسی (۳) عدالت (۱) عربستان سعودی (۱) عرف گرایی (۱) علوم انسانی اسلامی (۱) عمل شناسی بنیان فرهنگ (۱) عمل شناسی فرهنگ (۱) عناصر و اجزای فرهنگ (۱) غایت شناسی (۱) فرجام شناسی (۱) فرهنگ (۳) فرهنگ استضعاف (۱) فرهنگ اسلامی (۱) فرهنگ در منابع ادبی (۱) فرهنگ در منابع لاتین (۱) فرهنگ زندگی (۱) فرهنگ سازی اقتصاد (۱) فرهنگ ظالم پروری (۱) فرهنگ ظالم پروری (۱) فرهنگ معرفت شناسی (۱) فرهنگ و ادبیات فارسی (۱) فرهنگ و اقتصاد (۱) فلسفه (۱) فلسفه زندگی (۱) فلسفه فرهنگ (۱) فلسفه مضاف (۱) قانون مداری (۱) ماهیت فرهنگ (٢) ماهیت لا بشرط فرهنگ (۱) محک جنگی (۱) مدیریت تولید علم (۱) مردمسالاری (۱) معرفت شناسی فرهنگ (٢) معنی فرهنگ (۱) مفهوم شناسی فرهنگ (۱) منابع و مناشی فرهنگ (۱) نزاع قومی (۱) نزاع مذهبی (۱) نهج البلاغه (۱) هستی شناسی فرهنگ (۱) همکاری یا رقابت (۱) هویت اجتماعی (۱) هویت دینی (۱) هویت فرهنگی (۱) هویت ملی (۱) وجود فرهنگ (۱) وهابی (۱)
دوستان من http://mihanlinks.ir پرتال زیگور طراح قالب