دشمن ملت (1): تضاد مالک و مستأجر

 

در سلسله نوشتارهای تحت عنوان دشمن ملت بر آنیم تا برخی از زخم های وارد بر پیکر ملت شریف ایران را در چند دهه گذشته مورد بررسی قرار دهیم و در واقع از طریق بررسی معلول پی به علل بریم و علل هدفمند و نظامندی را که باعث رنج و محنت ملت ایران است را مبنای دشمن شناسی قرار دهیم. از آنجا که فرهنگ مبنای تحلیل و نقد نظر است، پیش بینی می گردد در مسیر تحلیل و رمزگشای دشمن یا دشمنان ملت با متغیرها، ابعاد و لایه های مختلف و یا بعضاً به هم تنیده روبرو شویم. با این حال تلاش بر آن است در هر موضوع ورود می کنیم ، مطالب را خلاصه, تیتر وار و موجز در حد یک صفحه وب نوشت ارایه نمائیم.

بیان مسئله

:

مالکین محترم برای اجاره بهای املاک خود در شهری همچون تهران مطالبات ظاهراً نامعقولی دارند به گونه ای که در برخی مناطق با احتساب کل مبلغ رهن و اجاره ده برابر حقوق یک کارگر و کارمند هم رضایت آنان را جلب نمی کند و در دیگر مناطق این مطالبات تا میزان سه الی چهار برابر مبلغی است که کارمندان و کارگران از محل درآمد خود برای اجاره بها در نظر گرفته بودند. از آنجا که این تضاد باعث انواع تنش و نابسامانی نزد طیف وسیعی از اقشار ملت شریف ایران حداقل در کلان شهر های همچون تهران شده است، پرسش این است دشمن این طیف کدامند؟ تحلیل تضاد تحت سناریوهای محتمل ممکن است برخی از ابعاد موضوع را روشن سازد:

مالکین مطالبات نامعقول دارند

: مالکین بر این باورند آنها منابع خود را در بخش مسکن و املاک سرمایه گذاری کرده اند و با توجه به مبالغ سرمایه گذاری شده انتظار سود آوری معقول و متناسب با دیگر بخش های سرمایه گذاری کشور را دارند. به عبارتی آنها انتظار دارند از قافله دیگر سرمایه گذاران بخش های تولیدی و خدماتی عقب نمانند و هر سال بر سرمایه خود بیافزایند. دیگر آنکه در نظر آنها نرخ واقعی تورم در کشور بیش از ارقام ارایه شده از جانب منابع و مراجع ذیصلاح دولتی است و لذا به طور طبیعی و در چارچوب کاهش ارزش ریال، افزایش قیمت مسکن و نیز موضوع افزایش رهن و اجاره طبیعی است و همانطور که بسیاری از اقلام افزایش دویست و سیصد درصدی داشتند، مسکن و املاک نیز چند برابر می شود. در دیگر سوی این معادله چند مجهولی مستأجران قرار دارند که در واکنش به این تحلیل این پرسش را مطرح می کنند که در چنین نظام اقتصادی سرمایه ما کدام است که در نوسانات خوشایند و ناخوشایند اقتصاد شاهد افزایش آن باشیم؟ اگر سرمایه ما همان حقوق ماهانه است و اگر افزایش سرمایه ای ما همان ده درصد افزایش سنواتی است،چه مرجعی پاسخگوی استضعاف بیشتر و بیشتر سالانه ماست هر چند بخش اعظم کارگران و کارمندان بخش های خصوصی از این افزایش ناچیز نیز محرومند و امنیت شغلی آنها نیز تضمین شده نیست. در چنین اقتصادی، کارگران و کارمندان مغزهای آمده برای ضحاکان اقتصادی اند و دیگر هیج!

قوانین و مقررات جذب و استخدام کارگران و کارمندان نامعقول است   

: کارل مارکس نظریه پرداز چپ اندیش موضوع ارزش افزوده را عامل اصلی استثمار طبقه کارگر معرفی می کند، نه به این علت که ارزش افزوده نامطلوب است بلکه به این علت که توزیع ناعادلانه ارزش افزوده در بلند مدت باعث تباهی و بردگی طبقه کارگر و گردنکشی و فربه شدن صاحبان سرمایه می شود. پرسش این است ارزش افزوده در نظام اقتصادی ما چگونه توزیع می شود. در مقایسه با کشورهای پیشرفته و حتی کشورهای در حال توسعه، نظام اقتصادی ما بدترین شرایط را نسبت به این موضوع مهم داراست و اساساً به آن کمترین توجه نشده است. اگر همین موضوع ظاهراً ساده در قوه مقننه مورد بررسی دقیق قرار گیرد و سهم کارگران در ارزش افزوده تعین گردد، شرایط زیست مسالمت آمیز برای همه آنانی که از طریق تلاش و کوشش و صرف خلاقیت امرار معاش می کنند فراهم می گردد.

ممکن است این پرسش مطرح شود تعین ارزش افزوده برای هر کارمند و کارگر چگونه محاسبه می شود و ملاک تعین ارزش افزوده کدام است. پاسخ به این پرسش را پیش تر متفکران علوم اجتماعی و فرهنگی داده اند و ارزش افزوده را به ارزش های مادی و معنوی تقسیم نموده و سهم هر کدام را تعین کرده اند. برای مثال اگر در یک موسسه فرهنگی علمی خصوصی فردی در کسوت مدیر, نویسنده, محقق و کارشناس باعث افزایش رتبه علمی, محبوبیت دستگاه، ورود دستگاه به حوزه فعالیتی جدید, افزایش قدرت ریسک پذیری دستگاه و دهها مورد دیگر شود، در ارزش های افزوده سهیم است و به همان میزان مورد حمایت مالی و معنوی قرار می گیرد. در مراکز تولیدی و خدماتی نیز شاخص های همچون راه اندازی خط تولید جدید، افزایش درآمد تولید، بازاریابی و دیگر شاخص ها معرف کمیت و کیفیت توزیع ارزش افزوده است.

افسوس در نظام اقتصادی ما همه ارزش افزوده در جیب مبارک صاحبان غیر واقعی سرمایه می رود و یا در بهترین شرایط صرف انجام فعالیتی جدید می گردد. جالب است بدانیم برخی از مدیران دستگاه های فرهنگی تخصیص اعتبارت جذب شده یا به عبارتی ارزش افزوده جدید را در بخش ارتقای معاش و مسکن و کیفیت زندگی کارمندان و کارگران را تضعیع بیت المال تلقی کرده و معتقدند باید طرحی جدید و ظرفیتی جدید به پشتوانه ان ایجاد نمود. این طیف از مدیران نا آگاه کل چرخه معادلات را درک نمی کنند و در بلند مدت شاهد ضعیف و ضعیف تر شدن کارگران مولد و مرگ تدریجی چرخه تولید خود می شوند. بیشتر کارگران و کارمندانی که در حال حاضر و پس از سالها خدمت و تلاش خانه بدوش شده اند و توان حتی رهن و اجاره به عنوان حداقل زندگی شرافت مندانه را ندارند، در واقع قربانیان قوانین و مقررات ناکارآمد، غیر علمی، سطحی نگر و نیز مدیریت ناآگاهانه مسئولان مرتبط هستند

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
بازاریاب

دوست عزیز سلام اگر تمایل دارید مدیریت قوی تری بر وبلاگ خود داشته باشید،امکانات بیشتری به مخاطبین خود ارائه نمایید و یا یک گام بزرگ برای ورود به دنیای وب مستران بردارید ما توصیه می کنیم همین امروز از امکانات رایگان ارائه شده توسط تیم اندیشه ی برتر نهایت بهره را ببرید و با تبدیل وبلاگ خود به وب سایت خواسته های خود را محقق کنید. هم اکنون اقدام کنید و از امکانات دامین و هاست رایگان برخوردار شوید http://designer.moshakhasat.com همچنین در صورتی که تمایل دارید از طریق وبلاگ خود کسب درآمد کنید آدرس زیر را نیز حتما ملاحظه بفرمایید http://www.moshakhasat.com/index.php?route=information/information&information_id=9 با تشکر 1345443961.29