فرهنگ مدیریت ترامپ


دولت ترامپ در چند ماهه گذشته از هر طریق به دنبال اعمال فشار بر ایران بوده و در این میان نتانیاهو و بن سلمان و شیوخ امارات هر کدام هر چه توانستند در مسیر تضعیف ایران و تخریب روابط آن با دیگر کشورها کوتاهی نکردند.

ترامپ سیاست ورزی دستگاه دیپلماسی آمریکا در بخش خاورمیانه را در حد کنتراتچی و مجری سیاست های چند دولت بی هویت خاورمیانه تقلیل داده است.عقد قراردادهای نجومی با سعودی یا به عبارت ترامپ گاو شیر ده و غارت شیوخ حاشیه نشین خلیج فارس با وعده اعمال فشار و بی ثبات سازی وضعیت اقتصادی ایران و وعده تضمین عقب نشینی منطقه ای ایران مطابق با خواست نتانیاهو صورت پذیرفته است.

بروز نارضایتی های معیشتی در برخی نقاط کشور و عدم پاسخ مناسب به تحرکات منطقه ای نتانیاهو خاصا در سوریه عزم آنها را در تشدید فشارها مضاعف می نماید.ایران در چنین موقعیت دشواری چه گزینه های پیش رو دارد؟گرگ های گرسنه در پی فرصتی هستند تا ایران را مستقیما درگیر نزاعی کنند که همزمان درگیر نبرد با چند کشور گردد و خاصا مطلوب آنها این است که یک طرف درگیری کشور آمریکا و متحدان منطقه ای آن باشد.

چگونه میتوان از چنین دامی رهایی یافت و چنین تهدید بزرگی را به فرصت تبدیل نمود؟ پاسخ در شناخت دقیق شخصیت ترامپ ومدیریت آن است.مدیریت ترامپ به مفهوم مدیریت کل بحران موجود است چرا که دیگر بازی گران منطقه ای با تغیر سیاست ایالات متحده به دلیل وابستگی بی حد و حصرشان مجبور به تبعیت و عقب نشینی خواهند شد. پرسش این است که چه امتیازی باعث مدیریت ترامپ می شود و علیرغم گزافه گویی های وی و نیز وزیر امور خارجه اش پمپئو، چه انتظاری ترامپ از ایران دارد؟

ترامپ تاجری خود شیفته است و ناخودآگاه در بازی تشویق و تنبیه،مرعوب می گردد.تهدید تنها و یا تشویق صرف کارآمد نیست و حتی نتیجه عکس میدهد. برای این تاجر آمریکایی سود و زیان تنها معیار موفقیت تلقی می گردد بدون آنکه در پی اهداف راهبردی بلند مدت باشد.به عبارتی اهداف مورد نظر ترامپ چند ماهه یا حداکثر یک ساله یا به ندرت دو ساله است.

او این نوع تفکر را از تجارب بساز و بفروش چندین ساله اش به ارث برده و بخشی از شخصیت وی تلقی می گردد.آقای رئیس جمهور در آینده ای نه چندان دور انتخابات جدیدی پیش رو دارد و برگ برنده اش در تبلیغات انتخاباتی مرتبط با سیاست خارجی، ایران، کره شمالی و روسیه است.تنظیم روابط دوستانه یا حداقل غیر خصمانه با این کشورها برگ برنده مهمی برای وی تلقی می گردد.

ترامپ در ارتباط با شعار "اول آمریکا" حداقل در بخش اشتغال موفق بوده و بخش مهم آن مدیون قراردادهای نجومی با سعودی و شیوخ دیگر است.تخاصم با ایران با هدف جذب سرمایه برخی کشورهای عربی و نیز لابی اقتصادی یهودی پروژ ه ای کوتاه مدت برای ترامپ تلقی میشد که با موفقیت به انجام رسید و در قاموس ترامپ دیگر نیازی به ادامه آن در این زمان نیست.این همان نکته ای است که مشاورانش و حتی تحلیل گران خارجی را مبهوت و وی را غیر قابل پیش بینی نشان میدهد.

پروژه جدیدش عکس اقدامات پیشینش خواهد بود و لذا به دنبال تماس با ایران و کاهش تنش ها وحتی روابط نزدیک است. موفقیت در این پروژه تحسین رای دهندگان آمریکای و نیز اروپا و قدرت های بزرگ جهانی را در پی خواهد داشت.لابی یهود/سعودی از هیج تلاشی جهت عدم اجرای این پروژه فرو گذار نخواهند کرد ولی شخصیت ترامپ شمشیر دو لبه ای است که آنها را ناکام می کند.تنها مانع اساسی ترامپ جهت تحقق اهداف این پروژه جدید خود ایران است که در صورت عدم شناخت فرهنگ شناختی ترامپ ممکن است به زیان منافع ملی و در راستای اهداف دیگر بازیگران منطقه ای عمل نماید.

ایران در این زمان و با درک نیاز واقعی رئیس جمهور آمریکا میتواند به تحقق اهدافی ورای برجام امیدوار باشد.در این برهه کافی است ایران بازی تهدید و تحسین را هنرمندانه اجرا کند.به عبارتی در شرایط فعلی که بیشترین فشارها به ایران وارد میشود، رئیس جمهور آمریکا بیشترین نیاز را به ایران دارد.




   

/ 0 نظر / 9 بازدید